{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گنجشکی به خدا گفت:

گنجشکی به خدا گفت:
لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم
سر پناه بی کسی‌ام بود
طوفان تو آن را از من گرفت!
کجای دنیای تو را گرفته بودم؟
خدا در جواب گفت:
ماری در راه لانه ات بود
تو خواب بودی، باد و باران را گفتم
لانه ات را واژگون کند
آنگاه تو از کمین مار پر گشودی.
چه بسیار بلاها که به واسطه
محبتم از تو دور کردم و تو
ندانسته به دشمنی‌ام برخواستی!
مردی به قصرها و خانه‌های زيبا مینگريست.
به دوستش گفت: وقتی اين همه
اموال رو تقسيم میکردند ما كجا بوديم؟
دوست او دستش را گرفت
و به بيمارستان برد و گفت:
وقتی اين بيماری‌ها رو
تقسيم میکردند، ما كجا بوديم؟

خدايا حُکم و حِکمت در دست توست!
واسه داده ها و نداده هات شُكر🥹🤲
دیدگاه ها (۳)

تقدیمش کن🤣🤣

چقدر این جمله قشنگه:کاری کن که هرکی تو رو می‌بینه برای اون ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط