در روزها اخر لپی در شبه ها اجتماع دست به دست مشه
در روزهاى اخير، كليپی در شبكه هاى اجتماعى دست به دست ميشه كه توجه هزاران كاربر را به خود جلب كرده است.
اين ويديو كه در يكى از مناطق پاكستان گرفته شده، دختر خانمى ديده مى شود كه كنار خيابان، با نگاهى عميقى به يك پسر دست فروش خيره
شده است. لحظاتى، بغضش مى تركد.
بر اساس مصاحبه اى كه بعدتر از اين دخترخانم در يكى از شبكه هاى تلويزيونى پخش شد، ماجراى اين نگاه و اشكها ريشه در گذشته داره.
او مى كويد حدود پنج سال پيش عاشق همين پسر شده بود! پسرى ساده، شريف, اما گرفتار شرايط سخت اقتصادى. با وجود علاقه ى دوطرفه، پدر دختر به دليل وضعيت مالى پسر، با ازدواج آنها مخالفت مى كند. در نهايت، دختر ناچار مى شود با فرد ديگرى ازدواج كند؛ ازدواجى كه نه از دل، بلكه از اجبار شكل مى كيرد.
سالها مى گذرد ...
تا اينكه روزى، ناگهانى، اين دخترخانم در كنار خيابان همان پسر را مى بيند؛ اين بار نه در روياهاى جوانى، بلكه در قامت يك دست فروش خسته, ايستاده در دل شلوغى شهر.
نگاهى پر از خاطره، حسرت، «اگر» و درد مشترك.
ودرست در همين لحظه است كه بغض دختر مى شكند! بغضِ عشقى كه قربانى فقر،زمان وتصميم ديگران شده است.
اين ويديو كه در يكى از مناطق پاكستان گرفته شده، دختر خانمى ديده مى شود كه كنار خيابان، با نگاهى عميقى به يك پسر دست فروش خيره
شده است. لحظاتى، بغضش مى تركد.
بر اساس مصاحبه اى كه بعدتر از اين دخترخانم در يكى از شبكه هاى تلويزيونى پخش شد، ماجراى اين نگاه و اشكها ريشه در گذشته داره.
او مى كويد حدود پنج سال پيش عاشق همين پسر شده بود! پسرى ساده، شريف, اما گرفتار شرايط سخت اقتصادى. با وجود علاقه ى دوطرفه، پدر دختر به دليل وضعيت مالى پسر، با ازدواج آنها مخالفت مى كند. در نهايت، دختر ناچار مى شود با فرد ديگرى ازدواج كند؛ ازدواجى كه نه از دل، بلكه از اجبار شكل مى كيرد.
سالها مى گذرد ...
تا اينكه روزى، ناگهانى، اين دخترخانم در كنار خيابان همان پسر را مى بيند؛ اين بار نه در روياهاى جوانى، بلكه در قامت يك دست فروش خسته, ايستاده در دل شلوغى شهر.
نگاهى پر از خاطره، حسرت، «اگر» و درد مشترك.
ودرست در همين لحظه است كه بغض دختر مى شكند! بغضِ عشقى كه قربانى فقر،زمان وتصميم ديگران شده است.
- ۳.۲k
- ۲۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط