{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

یادم هست وقتی عاشق شده بودم حتی در راه رفتن هم احتیاط می‌کردم.
انگار ظرفی درون سینه‌ام جا داشت که پر از مایعی گران‌بها بود و من می‌ترسیدم که این مایع گران‌بها از درون آن جاری شود!
من دوستتدارم تا به ابد
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم درمسیرراه

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

السلام علیک یا صاحب الزمان

**پارت ۱۴: آنچه پنهان مانده بود**سکوتی عجیب بعد از طوفانِ نب...

سادیسم دارم...😈بخونین و حرص بخورین😈*****پارت ۱۵: بیداری در س...

وقتی از دست پدر مافیات فرار کردیپپارت ۵شروع :ته . یعنی چی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط