میدون

میدونـے..

منو تو دوتا تـڪـہ پازل بودیم

دوتا تـڪـہ پازلـے ڪـہ بهم نمیخوردن

ولـے ما بـہ زور میخواستیم خودمونو ڪنارهم دیگـہ جا کنیم

آخرشم تـڪمیل نشدیم...
دیدگاه ها (۰)

واسه اعتماداي الکي تاوان هاي سختي دادیم!                    ...

🙃💔

:)

ظهور ازدواج )( پارت ۳۵۲ فصل ۳ )با صورت خيلي اشفته و بهم ریخ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۴۹ نرم خندید و گفت:نه..هر دوش...

### فصل دوم | پارت پنجم نویسنده: Ghazal عکس روی میز بود و ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط