{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رها چای می نوشیدم

رها☘ چای می نوشیدم
یکباره دلتنگش شدم
بغض کردم و اشک درچشمانم حلقه زد
همه با تعجب نگاهم کردند!
لبخند تلخی زدم و گفتم،چای داغ بود..!
#عاشقانه_ها
دیدگاه ها (۰)

رها☘تو....دوست داشتن را....به من بسپار،تا با تارو پود جانمبه...

رها☘ گاهی وقتا می خوایم خودمونو مجبور کنیم که فقط یه حس مشخص...

رها☘ من دوتا دندم خوب کار می کنهیکی دنده چپمیکی دنده لجمترمز...

رها☘ صدا کردنت بهانه استمن دلم جان گفتنت را می خواهد..صدایت ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۹۳ دستش رو روی نیم رخم گذاشت ...

درمانگر عشق. پارت۷

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۵۲ جیمین چیه؟ یه جزیی از من پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط