گیر کردم اینجا نمیای منو ببری
گیر کردم اینجا.. نمیای منو ببری؛؟
دیوارش بلند و تاریکه دلم میگیره ..
میبینی منو؟ میشنوی صدامو؟
خستم ..
خستم از این همه شب . از این همه روز .
از این همه ی 'درست میشه نترس' گفتنام به خودم،که میدونم دروغه و هیچیِ هیچی قرار نیست هیچوقت درست بشه ؛
خستم ..
خستم از این دوریت ..
خستم از تموم خنده هایی که یادت میوفتم و محو میشن رو لـبام
به پاسِ اولین بوسه که هنگام تولد بر پیشانیام گذاشتی و هرگز نفهمیدم
و به یاد سوز بوسه ای که آخرین روز به رسم وداع بر گونه اش زدم و او هرگز نفهمید
دیوارش بلند و تاریکه دلم میگیره ..
میبینی منو؟ میشنوی صدامو؟
خستم ..
خستم از این همه شب . از این همه روز .
از این همه ی 'درست میشه نترس' گفتنام به خودم،که میدونم دروغه و هیچیِ هیچی قرار نیست هیچوقت درست بشه ؛
خستم ..
خستم از این دوریت ..
خستم از تموم خنده هایی که یادت میوفتم و محو میشن رو لـبام
به پاسِ اولین بوسه که هنگام تولد بر پیشانیام گذاشتی و هرگز نفهمیدم
و به یاد سوز بوسه ای که آخرین روز به رسم وداع بر گونه اش زدم و او هرگز نفهمید
- ۷.۷k
- ۳۱ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط