{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرضیه جانم...❤️

مرضیه جانم...❤️
دیدارت، شبیه آمدنِ بهار به شهری‌ست که سال‌ها زمستان را به دوش کشیده؛
همین که می‌آیی، انگار جهان یادش می‌افتد چگونه زیبا باشد.

در دیدنت چیزی‌ست که نمی‌شود با کلمات توضیحش داد؛
چشم‌هایت را که می‌بینم، دلم برای تمام لحظه‌هایی که ندیده‌امشان تنگ می‌شود.
لبخندت، آرامشی‌ست که بی‌اجازه به جانم می‌نشیند،
و صدایت، شبیه ترانه‌ای‌ست که دوست دارم بارها و بارها بشنوم.

دیدارت فقط دیدنِ تو نیست؛
دیدنت یعنی چند لحظه فراموش کردنِ تمام دنیا،
یعنی ایستادنِ زمان،
یعنی دلم بخواهد آن لحظه را در آغوش بگیرم و هیچ‌وقت رهایش نکنم.

کاش می‌دانستی وقتی می‌بینمت،
چقدر جهان برایم قشنگ‌تر می‌شود...
انگار خدا تمام زیبایی‌هایی را که در دنیا پراکنده کرده،
در تو جمع کرده و آرام در مقابلم نشانده است.

دیدارت، قشنگ‌ترین اتفاقی‌ست که چشم‌هایم می‌توانند تجربه کنند
و دلم، هر بار بیشتر از قبل، عاشقِ دیدنت می‌شود. 💙🩵

@marzit
دیدگاه ها (۴)

تو را که دوست دارم،دیگر هیچ توضیحی برای این دل لازم نیست…همی...

وقتی دلم با چشم هایت آشنا می شدمشتش چه زیبا پیش تو هر لحظه و...

صدای چشم هایتصدای قهقهه هایتصدای پاهایتآری صدایتموسیقی طلوع ...

دیدارت، شبیه لحظه‌ای‌ست که بعد از یک روز شلوغ، ناگهان نسیمی ...

به.نام.پناهی.که.دیگر.نیستاما.... خاطراتش برای همیشه در بند ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط