ای دردم از تو درمان چون شد به عشق بازان

ای دردم از تو درمان چون شد به عشق بازان
نازی نمی فروشی دردی نمی فرستی
هریک به زخمه خود ساز تو مینوازند
بلبل به نغمه خوانی مطرب به چیره دستی
نعمت تمام کردی اما به عاشقان بس
یک نیمه امن خاطر یک نیمه تندرستی
داغ دلی که خواهی جنت کند چراغان
چون لاله خود چه کردی گر رخ به خون نشستی..🦋🦋

#saharshehim💖

#عاشقانه
#درمون‌دردم
دیدگاه ها (۵)

خسروا گوی فلک در خم چوگان تو بادساحت کون و مکان عرصه میدان ت...

تکیه  ڪلامش بود؛ فرق نمی ڪرد موقع سلام یا وقت خداحافظی ، میگ...

چگونه شاعرم کردی مرا مست از قلم کردیچگونه با حضورت غم ز کنجِ...

باتو حالم تااَبد خوبَست خوبِ خوبِ خوبآنکه باید روز و شب با ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط