ایستاده ام بر بام اسفند

" ایستاده ام بر بام اسفند"
باچشمانی خیره
به روزهایی ڪه تلخ و شیرین
ڪَذشت و خاطره شد ،
حالا بهار در راه است...
لبریز از عطر بهار نارنج ،
سرشار از شڪوه علفزار،
با ڪوله بارے از شڪوفه هاے عشق ،
سبزه هاے امید ،
و ابرهایی ڪه آبستن باران اند...
   " شاید خدا خواست و این بهار
            درخت آرزوهایمان
                جـوانه زد  "
دیدگاه ها (۰)

تمام شهر بوى عطر بهار گرفته و تمام من بوى تو...كجايى،بهار دا...

پایان امسالتون سبز#نورزوتان پیروز...❤🌹

خسته اممثل کسی که یک شبخاطراتش را به آتش کشید،پیله ای ساختتن...

هیچ چیز سر جایش نیست مثلاً تویی که الان زیر این باران باید ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط