{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سبز ، رنگ ساده ای بود ، خیلی ساده ، البته تا وقتی که چشما

سبز ، رنگ ساده ای بود ، خیلی ساده ، البته تا وقتی که چشمای اون رو دیدم ، ازم پرسید رنگ مورد علاقت چیه؟ ، گفتم بنظرت چیه؟ ، بلند گفت سبز و لبخند احمقانه ای زد ، ولی من رنگ مورد علاقم مشکی بود ، شبیه زندگیم سیاه ، تا وقتی اون وارد زندگیم شد ، از اون به بعد سبز همه جا بود ، تو چشمام ، تو موهام` که نعنایی کرده بودمشون ، تو جنگل ، تو درخت ، تو خوابم ، همه جا ، راستش چشماش سبز بود ، و من داخل چشماش گم شدم ، اون شبیه طبیعت بود ، آروم ، زیبا ، پر قدرت ، چشمای شیطون و منحرف ، و یه دل انعطاف پذیر که به هیچ کس نه نمیگفت ، بهش گفتم ، گفتم بری دلت تنگ میشه

---------------------^ بستنی نعنایی ^---------------------
دیدگاه ها (۰)

بچها خواستم از ایموجی ی جدید رو نمایی کنم که اینه🫪🫪🫪

توی اون پیامی که گفتم میخواید یه بیوگرافی بزارم یا نه... یکی...

ادیت از چشمای قشنگ داملا که آیهان مستش شده🤭📿🔥ترجمه اسلاید او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط