{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌به شانه ام بکشم بعد تو غمی جانکاه

‌به شانه ام بکشم بعد تو غمی جانکاه
همین که دست من از زلف تو شده کوتاه

به زیر ظلمت‌ شب مانده ماه من عمریست
رُخت سپیده و مویت شبیه ابر سیاه

نزد به جان تو آتش ولی به جان خودم
زده شرار جهنم ز بعد تو این آه

میان مذهب تو گر چه بوسه جایز نیست
تمام مذهب من  را بنا نموده گناه

میان بخت من و زلف تو چه نسبت هست
میان این دو سیاهی نشسته ام گمراه

ز مقصد سفر تو چرا بپرسم من
بهشت یا که جهنم مرا ببر همراه

من از بلای غم تو همیشه دلشادم
خوشم به این که بیفتم ز چاله ات در چاه..💕

#saharshehim💖

#عاشقانه
#بهترینم❤
دیدگاه ها (۰)

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫂چراغ لاله روشن در حباب شب...

گرنه عشق او قضای آسمانستی مرااز بلای عشق او روزی امانستی مرا...

از بسکه دلم را غم جانکاه گرفتهراه نفس از پیچ و خم آه گرفتهیا...

گرنه عشق او قضای آسمانستی مرا از بلای عشق او روزی امانستی مر...

نَـفَـس برآمد و کام از تو بر نمی‌آیدفغان ، که بختِ من از خوا...

دلا بسوز که سوزِ تو کارها بکندنیاز نیمْ شبی دفع صد بلا بکندع...

عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده1ای فروغ ماه حُسن از روی رخش...

‌چه دیدم خواب شب کامروز مستمچو مجنونان ز بند عقل جستمبه بیدا...

دل می‌ستاند از من و جان می‌دهد به منآرام جان و کام جهان می‌د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط