{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون دهان باز کنم یکسره فریاد ِ غمم

چون دهان باز کنم یکسره فریاد ِ غمم
تا نفس هست نظر کرده‌یِ بیداد ِ غمم

دیدمت، با خود و بی‌شانه‌یِ من شادی شُکر!
من که در شورترین نقطه‌یِ دل شاد غمم

مِهر، بارانِ جدایی به جهان زد اما
سوختم در خودم انگار که مردادِ غمم

خشت خشتم نگرانی‌ست مَلاتم اندوه
وای بر من منِ ویرانه که آبادِ غمم

نه به تشبیه نیاز است و نه تشخیص ببین!
احتیاجی به سخن نیست که همزادِ غمم

گویی از این همه افسانه‌یِ شیرین تنها
وارث تیشه‌یِ عاشق‌کُش ِ فرهاد غمم

هرکه دید این تن ِ درمانده‌یِ قهراگین را
گفت تکمیل‌ترین نطفه‌یِ اجداد غمم

چشم وا کردم و دیدم که به حق می‌گفتند
تا جدایی‌ست نصیب ارشد ِ اولادِ غمم

زندگی بعد تو اما همه‌اش زندان نیست
روز آزادِ خیالات و شب آزادِ غمم!!

با مرور ِ تو و سرکردن ِ در خاطره ها
پیِ تسکین خود و کندن ِ بنیادِ غمم

ساده انگارترینم بخدا چون هر بار
می‌کشم دست به دل موجبِ ایجاد غمم

هرچه در تورِ غزل ریختم از حسرت بود
که در این برکه‌یِ ماتم زده صیادِ غمم
دیدگاه ها (۰)

چون تورا مینگرم دل به تپش می آیدسرِ من سویِ تنم بهرِ مکِش ...

خودت را دریغ نکن از منبگذار بوسه ات معجزه ای شود و تمام این ...

🕺💃🕺💃🕺💃🕺💃اون عقبیا صدا دستا نمیاد

♥️ℒℴνℯ♥️بحث ، دعوا ، قهر ، ناراحتى ، هميشه هستببينيد كى واقع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط