{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«تو از من جدا نشدی، من عضوی از وجود تو بودم که قطع‌اش کرد

«تو از من جدا نشدی، من عضوی از وجود تو بودم که قطع‌اش کردی، تکه تکه‏‌اش کردی، تقسیم‌اش کردی و تکه بزرگ‏تر را برداشتی و با خود بردی. هرکجا که می‏‌خواهی برو؛ به هرکجا که می‏‌خواهی فرار کن؛ هرقدر می‏‌خواهی به دوردست‌ها برو؛ نمی‏‌توانی من را از تکه‏‌ای که با خود برده‏‌ای جدا کنی.»


«اکنون کجایی ای خودِ دیگرِ من..؟»
دیدگاه ها (۵)

بسم الله الرحمن الرحیم برخی روز و شب، غصه می خورند و خود را ...

پارت ۸

چند پارتی

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

# 🥀 ادامه: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید» — بخش دومیه هفته ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

قسمت ۷

#دلنوشت#دکلمه#استوری#تکست #متن #حرف #حرف_دل #سخن_دل#دکلمه_غم...

کاملا حرفش درسته !چون از نظر منم دسته بندی کشورهای دنیا , دق...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط