{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو از من جدا نشدی من عضوی از وجود تو بودم که قطعاش کرد

«تو از من جدا نشدی، من عضوی از وجود تو بودم که قطع‌اش کردی، تکه تکه‏‌اش کردی، تقسیم‌اش کردی و تکه بزرگ‏تر را برداشتی و با خود بردی. هرکجا که می‏‌خواهی برو؛ به هرکجا که می‏‌خواهی فرار کن؛ هرقدر می‏‌خواهی به دوردست‌ها برو؛ نمی‏‌توانی من را از تکه‏‌ای که با خود برده‏‌ای جدا کنی.»


«اکنون کجایی ای خودِ دیگرِ من..؟»
دیدگاه ها (۰)

چگونه دوست دارمت؟ بگذار روش‌هایم را بشمارم دوستت دارم به ...

که تو در میانِ جانِ من وطن داری …

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط