اسم فیکرویای سلطنتی
𝑝𝑎𝑟𝑡15
اسم فیک:رویای سلطنتی
(خب حتما براتون سواله چه بلایی سر چانسو کوچولو اومد.....درسته اون مرد...اما..)
ویو به قبل از مرگ ولی عهد~
سربازرس جاسوس:بله درسته ثرورم
لینو:پس داری میگی جناح غرب میخواد شورش کنه و ولی عهد رو به قتل برسونه؟؟؟؟...الان تنها راه اینه که.....ولی عهد رو به دنیلا بسپاریم....
(دنیلا زن برادر لینو بود وقتی برادر لینو داخل جنگ از دنیا رفت دنیلا هم داخل یه غار رفت و با زیر دستاش نوادگان و تاریخ چوسان و نقاشی میکرد....)
سربازرس جاسوس:پس.....ولی عهد رو باید به بانو دنیلا بدیم؟؟؟
لینو:بله....
ویو زمان حال~
جینا:عالیجناب منظورتون چیه بچه ی من زندس؟؟...(اشک شوق)
لینو:بله ملکه ی من....(لبخند)
(لینو جینا سوار اسب هاشون شدن و به صورت مخفیانه به سمت غار دنیلا رفتن)
دنیلا تعظیمی کرد و گفت:،خوش آمدین ملکه...خوش آمدین ثرورم....
ادامه دارد.......
اسم فیک:رویای سلطنتی
(خب حتما براتون سواله چه بلایی سر چانسو کوچولو اومد.....درسته اون مرد...اما..)
ویو به قبل از مرگ ولی عهد~
سربازرس جاسوس:بله درسته ثرورم
لینو:پس داری میگی جناح غرب میخواد شورش کنه و ولی عهد رو به قتل برسونه؟؟؟؟...الان تنها راه اینه که.....ولی عهد رو به دنیلا بسپاریم....
(دنیلا زن برادر لینو بود وقتی برادر لینو داخل جنگ از دنیا رفت دنیلا هم داخل یه غار رفت و با زیر دستاش نوادگان و تاریخ چوسان و نقاشی میکرد....)
سربازرس جاسوس:پس.....ولی عهد رو باید به بانو دنیلا بدیم؟؟؟
لینو:بله....
ویو زمان حال~
جینا:عالیجناب منظورتون چیه بچه ی من زندس؟؟...(اشک شوق)
لینو:بله ملکه ی من....(لبخند)
(لینو جینا سوار اسب هاشون شدن و به صورت مخفیانه به سمت غار دنیلا رفتن)
دنیلا تعظیمی کرد و گفت:،خوش آمدین ملکه...خوش آمدین ثرورم....
ادامه دارد.......
- ۱.۸k
- ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط