تاسیان اون غروب جمعه است که دست تو دست یکی دیگه از کنارت
تاسیان اون غروب جمعه است که دست تو دست یکی دیگه از کنارت رد میشه
تاسیان اون شبیه که یکی دیگه تو آغوششه و تو تا صبح هق میزنی
تاسیان اون لحظه ایه که برای آخرین بار به چشماش زل میزنی و خودتم میدونی که آخرین باره
نمیدونم شایدم اون شبی بود که بچه هامون به امید آزادی رفتن و دیگه برنگشتن🫠🥀
تاسیان اون شبیه که یکی دیگه تو آغوششه و تو تا صبح هق میزنی
تاسیان اون لحظه ایه که برای آخرین بار به چشماش زل میزنی و خودتم میدونی که آخرین باره
نمیدونم شایدم اون شبی بود که بچه هامون به امید آزادی رفتن و دیگه برنگشتن🫠🥀
- ۷۷۷
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط