{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

نمیدانم ازکجا برای تو بنویسم کلماتم  به بیراهه قلمم را می برند واز تو مرا می‌جویند
اصلا مشخص نیست شبهای  بی تو چگونه صبح می‌شود وروزها چگونه آغاز .
اما همین دوری  اندک ازتو ؛درس بزرگی در زندگی به من آموخت
تو که رفتی جانم بودی ؟
چرا جان مرا نبردی !
سطر های قلمم روی کاغذ نمی لغزد
تا برای ""تو"" بگوید اشک چشمانم
به من رحم نمی‌کند تازیانه میزند
حتی قلبم در واپسین لحظات ترک تو ؛ مدام به من سیلی میزند
تقدیر این پائیز وعمرم چیست را نمی دانم
اما ثانیه به ثانیه آموخته ام راهی به گذشته ی  قلب ""تو"" هست
قدم های حال ""تو """؛بامن"" هم""  هنگام
خواهد بود
اما"" تو" بگو
که من حیات ونفس های توبودم
چگونه تا آخرین نفس های عمرم را قربانی نکنم
تو بگو ؟
چگونه"" تویی"" چون ""تو""را در"" من"" ؛نبینم
دیدگاه ها (۰)

Iove and the MoonPart 45ویو یونایونا: پدرم؟این کلمه انگار تو...

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

صبح روز بعد، وقتی بیدار شدم، مایکی کنار پنجره ایستاده بود.پی...

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

دل روشنی دارم ای عشقصدایم کن از هرچه می توانیصدا کن مرا از ص...

ای مسافر ! ای جدا ناشدنی ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آر...

مقصرم اگر ازتو جدا شدم اینقدرشکسته حرمتم و بی بها شدم اینقدر...

دل نوشته قلم برای بز: عزیزم وقتی تو مرا عاشقانه در دست می گی...

حال بگو من چه كنم با اين همه گل خشكيده اي كه زيبايي خود را ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط