{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My nurse

Part 13

مکان: فرانسه
شهر: مارسی
محله: لو کاستل
بار: شامپاین تاریک

(ویو نویسنده)

جئون جونگ کوک روی مبل نرمِ بار در بخش vip نشسته بود و درست رو به رویش بلانگر آندره یه دستش روی دسته ی مبل و در دست دیگر سیگار لای انگشتانش ، هر چند ثانیه یک پک عمیق می‌کشید و خیلی خونسرد به فرد رو به رویش خیره شده بود...

♤ جئون میخوای تا صبح همینطوری بهم عین چی زل بزنی؟
برگه رو امضا کن و محموله هارو بردار برا خودت.

آندره گفت و باز هم یک پک عمیق از سیگاری که در دست داشت کشید...

و اما جئون...او همینطور خونسرد باز هم به رو به رویش زل زده بود...

چرا؟

چون آقای کیم تهیونگ در دسترس نبود...

او گفته بود قبل اینکه حتی به برگه دست هم بزند او (تهیونگ) دستور حمله را بدهد...اما خبری از کیم تهیونگ نبود و خود جئون باید دست بکار میشد ، و این خیلی بد بود...

چون اتاق پر از بادیگارد های آندره بود و جئون فقط ۸ تا بادیگارد همراهش بود بقیه یه بادیگارد ها قایم شده بودند و منتظر دستور بودند...

بلخره جئون یه تکونی به خودش داد و پایی را که روی آن یکی پایش انداخته بود برداشت و کمرش را کامل به روی مبل تکیه داد...

دود سیگار که از دهان کثیف آندره میامد بیرون داشت خفه اش میکرد...

همان لحظه بادیگاردی که کنار جئون ایستاده بود ، ناگهان خم شد و در گوش اربابش زمزمه کرد...

بادیگارد: ارباب آقای کیم میگن که میخوان حمله کنن.

و جئون همین که این را شنید دوست داشت تمام خشمش را به بیرون هدایت کند...
اما نه الان وقتش نبود...

با دستش به بادیگارد فهماند که متوجه است و بادیگارد هم دوباره سر جایش ایستاد و دست هایش را مثل قبل در پشت سرش قفل کرد...

ادامه دارد..........👻🤡

حمایت یادتون نره قشنگا🥰😘❤️🫠

و نظرتون رو درمورد این پارت بهم بگید🫠🫠💋❤️
دیدگاه ها (۰)

خب خب بچه های گل چطورین؟این پیج اولم هس و اگه یروزی دیدین خب...

بانو رو فالو کنین من با پیج قبلیم فیکش رو خوندم خیلی خوبهآید...

#امگای_سرکش Part: 15تهیونگ: میشه یه لباس بدی بهم؟جئون پوزخند...

#امگای_سرکش Part:9جئون: چطوره همش مال من بشی؟هوم؟تهیونگ: تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط