{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید کسی را پیدا کنم که دوستم داشته باشد ،

باید کسی را پیدا کنم که دوستم داشته باشد ،
آنقدر که یکی از این شب های لعنتی آغوشش را برای من و یک دنیا خستگیم بگشاید ؛
هیچ نگوید و هیچ نپرسد فقط مرا در آغوش بگیرد
بعد همانجا بمیرم تا نبینم روزهای آینده را …
روزی که دروغ میگوید ،
روزی که دیگر دوستم ندارد ،
روزهایی که دیگر مرا در آغوش نمی گیرد
و روزی که عاشق دیگری می شود♔
دیدگاه ها (۰)

من این شب بیداری را دوست دارممن این آشفتگی را دوست دارمبغض آ...

کاش زندگی از آخر به اول بود..پیر بدنیا می آمدیم..آنگاه در رخ...

هر روز آخرین سطر برایش می‌ نوشتم” روزی بیا که هنوز دوستت داش...

باشترین هاوڕێم!چوار ڕێگای دڵم بڕی و هیچ بایەخێکت بە چرای دڵم...

ص ۶۷پدر بود و احترامش واجب از عاق پدر می ترسیدم  و تلاشم برا...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

عقریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط