{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🥀🖤😪😔

🥀🖤😪😔

زیر آفتاب بی‌رحم جنوب
جایی که نخل‌ها ایستاده‌ می‌سوزند،
مادری در سکوت خانه،
میان شرجی بی‌امان و بی‌برقی شب،
سرباز گمشده‌اش را در خواب جستجو می‌کند.
اینجا، تشنگی تنها عطش آب نیست؛
حسرت دیداری است که در گرمای خاک، خاکستر شد.🖤🥀😔

#دلنوشته_ذهن_شب_بیدار
#شعرهای_دختر_ابان_ماهی
#شعر_دلنوشته_عاشقانه_غمگین_شاد
#جنگیدن_با_تقدیر
#قهرمان_تنهایی_سخت_تر_از_قبل
#نازنین.بانو.دختر.بختیاری.ابان.ماهی

🅽🅰🆉🅰🅽🅸🅽🅱🅰🅽🅾🅾
دیدگاه ها (۱)

داغ پشت داغبمیرم واسه آرزوهاتون؛ جوونی تون؛ دل مادراتون🖤😔🥀 س...

بزن، ای چرخ بی‌رحم، که می‌رقصم برای توکه در ویرانه‌ی جانم، ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط