{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حضرٺ‌مـآدر!

حضرٺ‌مـآدر!
دستم را‌ به‌ پرچمت‌ میگیرم
شبیه رزمنده‌هـا..
که دلشـٰان‌ گرم‌ بود‌ به‌ سربند‌
یـٰازهرا‹س›
+گرمای دست‌ مـٰادر‌ گرم‌
میکند‌ یخِ‌ دنیـٰا را...
-الحمدالله‌که‌ مادرمی
دیدگاه ها (۳)

این ها همان هایی بودند که مادرشان نمیگذاشت حتی یک لحظه سرشان...

♦️ #این ها همان هایی بودند که مادرشان نمی گذاشت حتی یک #لحظه...

تیغ ، روی دستم گذاشتم و کشیدم .دستم سوخت و خون تراوش کرد .با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط