نشست کنارم و گفت
نشست کنارم و گفت
میشود از زخم هم پرندهای پرید کند؟
گفتم نه…
وقتی بال سالهاست در خودش شکسته،
هر پروازِ ناتمامی
به خاک برمیگردد.
دلم را که ورق بزنی
میبینی تمام فصلها خط خوردهاند؛
حکایت من همین است،
نه پیچیده، نه طولانی—
هرچه را عاشق میشوم
راهی برای دور شدنم پیدا میکند.
میشود از زخم هم پرندهای پرید کند؟
گفتم نه…
وقتی بال سالهاست در خودش شکسته،
هر پروازِ ناتمامی
به خاک برمیگردد.
دلم را که ورق بزنی
میبینی تمام فصلها خط خوردهاند؛
حکایت من همین است،
نه پیچیده، نه طولانی—
هرچه را عاشق میشوم
راهی برای دور شدنم پیدا میکند.
- ۹۴۳
- ۰۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط