نشست کنارم و گفت

نشست کنارم و گفت

نشست کنارم و گفت

می‌شود از زخم هم پرنده‌ای پرید کند؟

گفتم نه…

وقتی بال سال‌هاست در خودش شکسته،

هر پروازِ ناتمامی

به خاک برمی‌گردد.

دلم را که ورق بزنی

می‌بینی تمام فصل‌ها خط خورده‌اند؛

حکایت من همین است،

نه پیچیده، نه طولانی—

هرچه را عاشق می‌شوم

راهی برای دور شدنم پیدا می‌کند.
دیدگاه ها (۰)

🔺تصاویر ماهواره‌ای از پهپاد مخفی چین با بال پلکانی و طول بال...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

#پارت۲ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑥تو زیبایی ؛ چو صلح در چشمانِ م...

هم سلولی خطرناک (part2)هفته‌ی اول دختر یاد گرفت چطور توی زند...

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

007-پنهان در مه - پارت ۸۳

سایه‌های کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغ‌ها پرواز کردندباد سرد از ...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط