{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشست کنارم و گفت

نشست کنارم و گفت

می‌شود از زخم هم پرنده‌ای پرید کند؟

گفتم نه…

وقتی بال سال‌هاست در خودش شکسته،

هر پروازِ ناتمامی

به خاک برمی‌گردد.

دلم را که ورق بزنی

می‌بینی تمام فصل‌ها خط خورده‌اند؛

حکایت من همین است،

نه پیچیده، نه طولانی—

هرچه را عاشق می‌شوم

راهی برای دور شدنم پیدا می‌کند.
دیدگاه ها (۰)

دروغه از یادم رفتی رفتن وقتی واسه چارمین بار گل نگرفتم و سر ...

BMW ✨

گاهی دل مارا به به خودش بست گاهی خاطره ساخت گاهی دل بست گاهی...

گفت مگر نمی‌شود نور هم بچکد از این واژه‌های خسته گفتم نه… و...

وقتی دیدمش، پرنده‌ای بود زخمی و نیمه‌جان؛بی‌پناه و خسته، با ...

​ما، اسیرانِ این نقاب‌های زیبا هستیم؛ محکومیم که در اوجِ شکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط