اسم فیک
𝑝𝑎𝑟𝑡23
اسم فیک:𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑜𝑠ℎ𝑎
جیمین یک لحظه کاملا ایستاد او با عزیز دور دونش چه کار کرده ؟تنها یادگارش از یوشا بود او با لینکه میدانست مرگ یوشا تقصیر خودش بود دختر کوچولویش را مقصر کرد.....او در آن لحظه بغض کرد و آرام آرام به عایشه کوچولو نزدیک شد.......
جیمین:دخترم(بغض)
عایشه........
عایشه:بله بابا(آروم)
جیمین:میدونم دوستم نداری ولی خب به سوالم جواب بده دلت میخواد با من بیای خونه؟
عایشه:معلومه که اره فقط منو از اینجا آزاد کن(گریه)
جیمین دخترکش را داخل بغلش گرفت و او را نوازش کرد و به طرف ماشین حرکت کردن و او را داخل ماشین گذاشت برای خوشحال کردن دخترکش اورا به فروشگاه لباس فروشی برد براش کلی لباس خرید و رفتن به پاساژ و براش لوازم آرایش نقاشی رمان گوشی عروسک بازی خرید ولی عایشه کوچولو فقط سرش پایین بود ساکت انگار قهر بود.....ولی نه اون افسرده بود رسیدن به عمارت که جیمین دید دخترکش خوابه اون رو برد داخل اتاق خودش و گذاشتش رو تخت و بعد اتاق دخترکش رو اماده کرد و دخترکش رو برد داخل اتاق
ادامه دارد.............
اسم فیک:𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑜𝑠ℎ𝑎
جیمین یک لحظه کاملا ایستاد او با عزیز دور دونش چه کار کرده ؟تنها یادگارش از یوشا بود او با لینکه میدانست مرگ یوشا تقصیر خودش بود دختر کوچولویش را مقصر کرد.....او در آن لحظه بغض کرد و آرام آرام به عایشه کوچولو نزدیک شد.......
جیمین:دخترم(بغض)
عایشه........
عایشه:بله بابا(آروم)
جیمین:میدونم دوستم نداری ولی خب به سوالم جواب بده دلت میخواد با من بیای خونه؟
عایشه:معلومه که اره فقط منو از اینجا آزاد کن(گریه)
جیمین دخترکش را داخل بغلش گرفت و او را نوازش کرد و به طرف ماشین حرکت کردن و او را داخل ماشین گذاشت برای خوشحال کردن دخترکش اورا به فروشگاه لباس فروشی برد براش کلی لباس خرید و رفتن به پاساژ و براش لوازم آرایش نقاشی رمان گوشی عروسک بازی خرید ولی عایشه کوچولو فقط سرش پایین بود ساکت انگار قهر بود.....ولی نه اون افسرده بود رسیدن به عمارت که جیمین دید دخترکش خوابه اون رو برد داخل اتاق خودش و گذاشتش رو تخت و بعد اتاق دخترکش رو اماده کرد و دخترکش رو برد داخل اتاق
ادامه دارد.............
- ۴.۴k
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط