P
*P:1*
✦وقتی نمیتونی باردار بشی ولی....✦
*ویو ا،ت*
،صبح،
از خواب بیدار شدم مثله همیشه کوک نبود،هعی عادت کردم
پاشدم دست صورتمو شستم کارای لازمو کردم
یه لباس ساده پوشیدم رفتم تا برای خودم چیزی درست کنم.
همینجوری که داشتم دوکبوکی درست میکردم در خونه به صدا در اومد حدس زدم کوک باشه یا گشنشه یا چیزی جا گذاشته
درو که باز کردم به جای کوک....لیآ بود.
[علامت ها: لیا÷کوک_ا،ت+تهیونگ×]
÷سلاممم دختررررر،محکم بغلش کرد،
+سلام اینجا چیکار میکنی؟!
÷حق ندارم به گرلم سر بزنم
+عا خب بیا تو،بشین برات چیزی بیارم
÷اوک،نشست،
+،رفت تو آشپزخونه تا برای لیآ قهوه بیاره،
÷میگما هنوز حامله نمیشی؟؟
+هوم..ن..نه،بغض سگی،،اومد پیش لیآ نشست قهوه هم داد بهش،
÷دختر حالا نمیخواد بغض کنی اشکال نداره
+چرا خیلی اشکال داره اگه بدونی از اون روز که رفتیم دکتر کوک باهام سرد شده اصلا بهم محل نمیده،با گریه،
÷،رفت بغلش نشست،هعی ا،ت نمیخواد گریه کنی درکت میکنم...اوممم حالا به جای اینا پاشو بریم پاساژ
+نه امروز کار دارم نمیتونم بیام
÷هوم باوشه پس....فردا میام دنبالت،پاشد بره،
+اوم باشه خدافظ
÷باییی،رفت،
+هعی بهتره برم پارک،شاید با دیدنه بچه ها که با عشق بازی میکنن حالم بهتر بشه
حاضر شدم یه لباس شیک پوشیدم،عکس میزارم، رفتم پارک روی نیمکت کشستم با بغض به بچه های توی پارک نگاه میکردم
[یک ساعت بعد]
اومممم شرط نمیزارم ولی حمایت یادتون نره فرشته ها[🙃🫶]
بای باییی[💋❤️]
✦وقتی نمیتونی باردار بشی ولی....✦
*ویو ا،ت*
،صبح،
از خواب بیدار شدم مثله همیشه کوک نبود،هعی عادت کردم
پاشدم دست صورتمو شستم کارای لازمو کردم
یه لباس ساده پوشیدم رفتم تا برای خودم چیزی درست کنم.
همینجوری که داشتم دوکبوکی درست میکردم در خونه به صدا در اومد حدس زدم کوک باشه یا گشنشه یا چیزی جا گذاشته
درو که باز کردم به جای کوک....لیآ بود.
[علامت ها: لیا÷کوک_ا،ت+تهیونگ×]
÷سلاممم دختررررر،محکم بغلش کرد،
+سلام اینجا چیکار میکنی؟!
÷حق ندارم به گرلم سر بزنم
+عا خب بیا تو،بشین برات چیزی بیارم
÷اوک،نشست،
+،رفت تو آشپزخونه تا برای لیآ قهوه بیاره،
÷میگما هنوز حامله نمیشی؟؟
+هوم..ن..نه،بغض سگی،،اومد پیش لیآ نشست قهوه هم داد بهش،
÷دختر حالا نمیخواد بغض کنی اشکال نداره
+چرا خیلی اشکال داره اگه بدونی از اون روز که رفتیم دکتر کوک باهام سرد شده اصلا بهم محل نمیده،با گریه،
÷،رفت بغلش نشست،هعی ا،ت نمیخواد گریه کنی درکت میکنم...اوممم حالا به جای اینا پاشو بریم پاساژ
+نه امروز کار دارم نمیتونم بیام
÷هوم باوشه پس....فردا میام دنبالت،پاشد بره،
+اوم باشه خدافظ
÷باییی،رفت،
+هعی بهتره برم پارک،شاید با دیدنه بچه ها که با عشق بازی میکنن حالم بهتر بشه
حاضر شدم یه لباس شیک پوشیدم،عکس میزارم، رفتم پارک روی نیمکت کشستم با بغض به بچه های توی پارک نگاه میکردم
[یک ساعت بعد]
اومممم شرط نمیزارم ولی حمایت یادتون نره فرشته ها[🙃🫶]
بای باییی[💋❤️]
- ۱۳.۷k
- ۰۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط