بهش خیره شدم

بهش خیره شدم

بهش خیره شدم
اولین چیزی که به زهنم رسید
به چی فکر می‌کنه ؟ اونم اینقدر عمیق که صدای جیخ و خنده بچه ها توجهش رو جلب نکرده ....

آروم زمزمه کردم کنار گوشش
: خانومم ...

متعجب عین وقتی که آب میرزه رو سر و صورتش بهم خیره شد

خیره شدم تو نگاهش آروم آروم لبخند رو لبامون جا گرفت

حرف هام رو با نگاهای لبریز شده از عشق ابراز کردم

"تو را چه کار شده اینگونه در پروازی و مارا از یاد بردی "

با اجازه ادامش رو بعد عرض میکنم خانم نویسنده ✨


.....

اینگونه بود که تصمیمم بر این شد لحظاتی بعد دست به قلم شم دوستان 🌼

با تشکر از شکیبا بودن شما عزیزان 🌹
دیدگاه ها (۰)

part:2{این رمان درخواستی است و به گفته خود فالور نوع نوشتار ...

رمان جونگکوک

پارت ۳ ویو ا.ت یونگی چند لحظه چشماش رو بست و نفس عمیقی کشید ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 21ولی جونگکوک سالها ...

مهمونی خطرناکپارت=29ویو جونگ کوکگوشیم رو توی دستم چرخوندم و ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁷. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮._ تهیونگ...کارو ب...

《عضو نهمی و بد جوری عاشقت میشه》یک سالی میشد که تازه عضو گروه...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۶۶۶به زور و خیلی اروم گفتم منو...

سناریوی باکودکو

ظهور ازدواج )( پارت ۳۵۰ فصل ۳ )و نوشیدنیشو سر کشیدنمیخواستم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط