{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(رازی به نام عاشق و‌عشقش )

(رازی به نام عاشق و‌عشقش )
پارت اول

+هعیییی وایسا با توعم
_ چی میخوای از جونم؟ تو هم اون فرستاده؟
+من چیزی نمیخوام ازت فقط چیزی که ماله خودمه رو میخوام
_ دست من چیزی نیست که ماله تو باشه داداش
+ ها؟ ببین وایسا اگه میخوای جونت سالم بمونه
_چی؟ همین و کم داشتیم مثلا چی میشه اگه به حرفت گوش نکردم؟
+ دیگه گناه از من نیست ( در حالی که اسبش را هدایت می‌کرد تیری برداشت و آخرین اخطار را داد)
+ببین برای آخرین بار وایمیسی یا نه ؟
_ نه
+خودت خواستی (تیرش را رها کرد و به بازوی پسره برخورد کرد)
_آخ فکر میکنی‌داری چیکار میکنی؟(اسبش را رام‌کرد و وایساد )
+باید حتما تیر میخوردی تا وایسی؟
_ اونجا با خودت ور ور نکن بیا اینجا ببینم‌مشکلت چیه
+ چی گفتی ؟
(جوابی نگرفت و‌نزدیک‌و‌نزدیک تر شد و بالاخره رو در رو شدند‌ )
_ خب الان بگو‌چی‌میخوای از جونم؟
+ گفتم‌که من‌ چیزی ازت نمیخوام‌فقط باید کیفم‌رو‌پس بدی همین
_کیفت؟
+آره همونی که دست توعه
_ چی‌میگی؟این‌ماله منه
+ببین میفهمی
_ پس اگه ماله تو‌نشد عذرخواهی میکنی؟
+چرا باید همچنین کاری‌کنم؟
_ناسلامتی تیر خوردم ها
+خب؟
_خببب؟ واقعا اصلا متاسف نیستی؟
+چرا باید باشم‌؟
_ اگه ماله تو نباشه یعنی بی دلیل تیر خوردم میفهمی ؟مسعولیتش رو‌قبول میکنی؟
+خب اگه هم‌ماله من باشه یعنی بی دلیل تیرم رو هدر دادم تو هم مسعولیتش رو‌قبول میکنی؟
_خب بیا ببینیم چی‌توش‌هست اول
+ دیدی گفتم‌ماله منه
_آخه چطور؟
+خب منتظرمممم
_واسه چی؟
+چیچیچی خودت گفتی باید مسعولیت پذیر باشم جناب منتظرممم
_باش باش‌متاسفم حالا بزار برم‌
+کجا داری میری با من بیا تا درمان شی اینجوری هیچ جا نمیزارم‌بری
_نه لازم‌نکرده من مثل شما نیستم کار دارم
+خب کارت رو‌عقب بنداز همچین کار سختی هم نیست
_هوففف عجب گیری کردیم ها اصلا من مگه شما رو‌میشناسم‌ که کی هستین از کدوم خاندانید ها؟
+خب تو‌با اونش کار نداشته باش
_ ازم انتظار دارید به یه غریبه که با خودش تفنگ میبره این ور اون‌ور و راحت به یه نفر شلیک میکنه اعتماد کنم؟
+ واقعا قدر دانی بلد نیستی؟ فقط میخوام‌درمان بشی‌همین و‌نترس من درمانت نمیکنم یکی از بهترین طبیب ها برای درمانت سراغ دارم پس عقلتو خوب به کار بنداز
_ خببب حداقل یه اسم‌بهم بگو اگه اربابم پرسید چیکار کنم؟
+با نام‌ و‌نشان من کاری نداشته باش و درباره اربابت هم‌به نظر‌دستیار شخصیش باشی یا یه خدمتکار؟
_ دستیار شخصیشم
+ خیلیییییییییییییی خب نمیتونی حداقل یه روزی رو‌مرخصی بگیری ؟
_ نه اونم‌تو‌این مملکت
+چه مشکلی داره مثلا این مملکت؟
_ چرا حالا آنقدر قاطی‌کردی ؟ انگار وارث این سرزمینی
+ها ؟ نه نه خب م... من ... من منظور خاصی نداشتم تازه این مملکت برای خیلیییییییییییییی ها خونه یه گرمیه پس اینجوری دربارش حرف زدن باعث شد قاطی کنم یه لحظه
_ واوووو عجب شهروند وفاداری نگران نباش من‌منظورم این نبود‌فقط به اینجا ها آشنایی نداره و‌ غریبیم‌یکم‌
+ خب این رئیس سنگ دلت خودش بلد نیست چاره ای پیدا کنه برا خودش؟
_ یااااا با هیونگ اینجوری حرف نزن
+هیونگگگ؟‌ اوووو گرفتم‌چیشد (‌خب در هر کجای دنیا هم‌باشی فرقی نداره زمان شخص موقعیت یه فوجوشی‌واقعی همیشه شیپ میکنه حتی به غلطط) خب الان چیکار کنیم پس؟ خونریزیت هم بد تر میشه
_ نمیدونم همین بهتر ولم کنی باش ؟من‌مشکلی ندارم باهاش
+ ول کردنی در کار نیست و‌‌ تو‌داشته باشی نداشته باشی من مشکل دارم‌پس بیا سوار شو‌ برو‌جایی که میگم من‌خودم‌امروز‌و‌به اربابت .. اوو نه نه نه به هیونگت نشون‌میدم‌آخه کی‌بهتر از من؟ من همه جای این جنگل رو‌مثل کفم میشناسم
_چرا لحنت معذب کنندست وقتی میگی‌هیونگت؟‌... خب ولش پس تعجبی نداره اخلاقت مثله خرسه
+ خب دیگه باهات بحثی نمیکنم‌پس برو‌ پی کارت درست مستقیم بری یه کلبه چوبی‌میبینی اگه یه الاهه دیدی مطمعن باش که جای درستی اومدی خب؟‌بهش بگو‌ یه خرس منو فرستاد خودش میفهمه من فرستادمش‌پس برو
_خب...
+گفتم‌برو
_ باشه‌‌
+ خب حالا بریم‌‌ پیداش کنیم این اربابت رو‌


...........⭐️.............................................
#bts_army #فان #مود #کیدراما #سیدراما #کیپاپ #اهنگ
دیدگاه ها (۰)

نام فیک = رازی به نام عاشق و عشقش کاپل اصلی =تهیونگ و اتکاپ...

میخوام فیکی با این وایب بنویسم و اینکه من تجربه چندانی ندارم...

پارت بیست شیشم

یه زمانی یه سریا تو این مملکت استرس داشتن : ترامپ اومده روی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط