حجم اهمیت ندادنا و بیمهریا و فکرا روی دوشم سنگینی میکنه
حجم اهمیت ندادنا و بیمهریا و فکرا روی دوشم سنگینی میکنه انگار توی خونهای هستم که داره اتیش میگیره و هیچ راه فراری نداره هر حرکتی یه هیزم جدید برای گر گرفتن اون اتیشه من تو اون خونه دارم کنار کتابا و ماشین تایپ قدیمی میسوزم ولی خونه هیچ در و پنجرهای برای فرار نداره حتی پروان ابی مرد و خشک شد کنار دیوار انگار همه پنجرههای رو دیوار و در خونه چیزی جز چنتا عکس نیست که پشتش بتنه
توانایی کنترل کردن این همه فکرو ندارم توانایی کشیدن این بارو رو دوشم ندارم حسابش از دستم در رفته، چقد بیخیال بمونم؟ چقد بگم درست میشه؟ ولی درستی تو لغت نامه من نباشه من خیلی زود تر از اینکه اتیش جونمو بگیره دود خفم میکنه کی فکرشو میکرد منی که رو اتیش همه اب میریختم الان توی این خونه بمیرم حتی اگه نجات پیدا کنم جایی واسه رفتن ندارم این اتیش همیشه همراه منه و فقط منتظر هیزم برای گر گرفتنه.
#پرشده_افکارم_از_هوای_مرگ_و_خفگی!
•••
#مود #ویترین #تیک_تاک #اکسپلور #ایران
#عاشقانه #نوستالژی #حرف_دل #کپشن_خاص #دیالوگ#گل_پیچک
#flower_ivy
توانایی کنترل کردن این همه فکرو ندارم توانایی کشیدن این بارو رو دوشم ندارم حسابش از دستم در رفته، چقد بیخیال بمونم؟ چقد بگم درست میشه؟ ولی درستی تو لغت نامه من نباشه من خیلی زود تر از اینکه اتیش جونمو بگیره دود خفم میکنه کی فکرشو میکرد منی که رو اتیش همه اب میریختم الان توی این خونه بمیرم حتی اگه نجات پیدا کنم جایی واسه رفتن ندارم این اتیش همیشه همراه منه و فقط منتظر هیزم برای گر گرفتنه.
#پرشده_افکارم_از_هوای_مرگ_و_خفگی!
•••
#مود #ویترین #تیک_تاک #اکسپلور #ایران
#عاشقانه #نوستالژی #حرف_دل #کپشن_خاص #دیالوگ#گل_پیچک
#flower_ivy
- ۳.۱k
- ۰۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط