پارت دوم
رفتم سمت شوگا و دستامو دور بازوش حلقه کردمو گفتم : اوا داداش چرا نگفتی نایون میخواد بیاد خونت شوگا با تعجب بهم نگا کرد که بهش چشمکی زدمو رفتم سمت نایونو گفتم : سلام عزیزم خواهر شوگا هستم نایونم دستمو گرفتو با لبخند زورکی گفت: سلام خوشبختم عزیزم ، ببخشید اسمتون ؟؟ گفتم: لونا ام عزیزم ک... چیز یعنی مین لونا هستم
با همون لبخند زورکی گفت : منم یانگ نایون دوس دختر شوگا هستم سرمو تکون دادمو گفتم : میدونم عزیزم شوگا بهم گفته بعد به نایون گفتم بیا داخل عزیزم بیا بشین از راه اومدی خسته ای نایون بدون توجه به من ازم رد شدو رفت سمت شوگا و بغلش کردو گفت: عشقم خیلی دلم برات تنگ شده بود(با لحن لوسو عشوه ای میگه) شوگا هم بغلش میکنه و میگه : منم همینطور بعد با لبخندو نگاه متشکری نگام کرد و منم بهش لبخندی زدم و اروم طوری که نایون نشنوه لب زدم : خواهش میکنم
نایون از شوگا جدا شدو لباشو سطحی بوسید من که دیگه طاقت همچین صحنه هایی رو نداشتم رفتم تو اشپز خونه تا یچیزی برای پذیرایی بیارم
اب هندوانه های خنکو بر داشتمو رفتم تو حال به شوگا و نایون تعارف کردمو خودمم روی یه مبل تک نفره ای نشستم
نایون همش به شوگا میچسبیدو دل منم با این کاراش میشکست کاش من الان جای نایون بودم کاش شوگا منو دوست داشت ، این ای کاشا هیچوقت برام واقعی نمیشدن خودمو دارم الکی گول میزنم ، دخترک با قلبی مملو از اندوه و غم مانند دخترکی بود که مادرش را گم کرده دخترک یک ارزو داشت ان هم این بود که مرد روبه رویش که مدت زیادی است دل دخترک ان را طلب می کند دخترک را دوس داشته باشد و مانند نایون که اکنون در حصار دستان اوست اورا در حصار دستان خودش حبس کند و بوسه های کوچک خود را مانند نسیمی ملایم و ارامش بخش مهمان تن دخترک بکند ، از روی مبل بلند شدمو روبه نایون و شوگا گفتم :ببخشید من خسته ام میرم بخوابم با اجازه بعد راهمو سمت اتاق کج کردم وقتی رد میشدم شوگا رو دیدم که برای یه لحظه نگاهش تغییر کرد تو نگاهش پشیمونی و ناراحتی بود
هه لونا با خودت فکرو خیال الکی نکن اون الان فقط یه نفرو توی قلبش داره اونم نایونه ، به در اتاق رسیدم بازش کردمو رفتم داخل و رفتم رو تخت دراز کشیدم بغضم که تا الان کنترلش کرده بودم ترکیدو اشکام روصورتم ریخت نمیدونم چقدر گریه کردم که توی همون حال خوابم بردو دیگه هیچی نفهمیدم
(بچه ها ببخشید بده و اینکه امروز ببخشید دیر گذاشتم بخاطر این دیر گذاشتم که تا الان کلاس بودم
و اینکه اگه میشه ازم حمایت کنین
هرچی نظراتم داشتین برام تو کامنتا بزارین تازه کارم نظراتتون کمکم میکنه
ماچ بهتون 💋♥️)
با همون لبخند زورکی گفت : منم یانگ نایون دوس دختر شوگا هستم سرمو تکون دادمو گفتم : میدونم عزیزم شوگا بهم گفته بعد به نایون گفتم بیا داخل عزیزم بیا بشین از راه اومدی خسته ای نایون بدون توجه به من ازم رد شدو رفت سمت شوگا و بغلش کردو گفت: عشقم خیلی دلم برات تنگ شده بود(با لحن لوسو عشوه ای میگه) شوگا هم بغلش میکنه و میگه : منم همینطور بعد با لبخندو نگاه متشکری نگام کرد و منم بهش لبخندی زدم و اروم طوری که نایون نشنوه لب زدم : خواهش میکنم
نایون از شوگا جدا شدو لباشو سطحی بوسید من که دیگه طاقت همچین صحنه هایی رو نداشتم رفتم تو اشپز خونه تا یچیزی برای پذیرایی بیارم
اب هندوانه های خنکو بر داشتمو رفتم تو حال به شوگا و نایون تعارف کردمو خودمم روی یه مبل تک نفره ای نشستم
نایون همش به شوگا میچسبیدو دل منم با این کاراش میشکست کاش من الان جای نایون بودم کاش شوگا منو دوست داشت ، این ای کاشا هیچوقت برام واقعی نمیشدن خودمو دارم الکی گول میزنم ، دخترک با قلبی مملو از اندوه و غم مانند دخترکی بود که مادرش را گم کرده دخترک یک ارزو داشت ان هم این بود که مرد روبه رویش که مدت زیادی است دل دخترک ان را طلب می کند دخترک را دوس داشته باشد و مانند نایون که اکنون در حصار دستان اوست اورا در حصار دستان خودش حبس کند و بوسه های کوچک خود را مانند نسیمی ملایم و ارامش بخش مهمان تن دخترک بکند ، از روی مبل بلند شدمو روبه نایون و شوگا گفتم :ببخشید من خسته ام میرم بخوابم با اجازه بعد راهمو سمت اتاق کج کردم وقتی رد میشدم شوگا رو دیدم که برای یه لحظه نگاهش تغییر کرد تو نگاهش پشیمونی و ناراحتی بود
هه لونا با خودت فکرو خیال الکی نکن اون الان فقط یه نفرو توی قلبش داره اونم نایونه ، به در اتاق رسیدم بازش کردمو رفتم داخل و رفتم رو تخت دراز کشیدم بغضم که تا الان کنترلش کرده بودم ترکیدو اشکام روصورتم ریخت نمیدونم چقدر گریه کردم که توی همون حال خوابم بردو دیگه هیچی نفهمیدم
(بچه ها ببخشید بده و اینکه امروز ببخشید دیر گذاشتم بخاطر این دیر گذاشتم که تا الان کلاس بودم
و اینکه اگه میشه ازم حمایت کنین
هرچی نظراتم داشتین برام تو کامنتا بزارین تازه کارم نظراتتون کمکم میکنه
ماچ بهتون 💋♥️)
- ۳۷۹
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط