{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ثانیه ثانیه عشق تو عجب پیرم کرد

ثانیه ثانیه عشق تو عجب پیرم کرد
آتشی بودی و چشم تو چه پا گیرم کرد
دوستت دارم و بردی تو مرا مرز جنون
سِحر جادویی آن چشم تو تسخیرم کرد
دوریت صبر و قرار از دل زارم برده
یک دل غمزده در سینه به زنجیرم کرد
همه ثانیه ها سوز غمی بود به دل
خسته از درد زمان بوده و تقدیرم کرد
هوس قلب پریشان منی و همه شب
خاطر سرد تنت بود که دلگیرم کرد
ذوق شعرم به کجا برده ای کز رفتن تو
اشک غم ماند وبجز تو زهمه سیرم کرد...

#عاشقانه
#خاص
دیدگاه ها (۰)

ثانیه ثانیه عشق تو عجب پیرم کردآتشی بودی و چشم تو چه پا گیرم...

یادِچشمت به دلم آمد و درگیرم ڪردرشتهء طُرّهء تو بسته به زنجی...

یادِچشمت به دلم آمد و درگیرم ڪردرشتهء طُرّهء تو بسته به زنجی...

‍یادِچشمت به دلم آمد و درگیرم ڪردرشتهء طُرّهء تو بسته به زنج...

گر چه تیر از نگهت آمد و دلگیرم کرددر غم دام فریبای تو زنجیرم...

عاشقانه

غزل عاشقانه زیبا......گر چه تير از نگهت آمد و دلگيرم كرد/در ...

داغی دســت کسی آمـد و درگیـرم کــردآمد و از همـه ی اهل جهـان...

دل دادی و با دلبـری، بـردی که درگیرم کنی با رســم نوآیین خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط