{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ردخونوبوسه

#رد_خون_و_بوسه
4

لارا:وایی چقدر رو مخه...

جین:شما زن داداشمی؟

لارا:چ....چییی؟

جین:خیلی خوشگلی ولی به پای من نمیرسی(پوزخند)

لارا:داداشت کیه؟

جین:ت-

جیمین:هیی هیی جین چی داری میگی این دکتر تهیونگه...دوست دخترش تو راهرو هست...

جین:عه واقعا؟

جیمین:آره حالا برو نامجون کارت داشت...

(جین رفت)

جیمین:معذرت میخوام...
متوجه نب-

جولیا:سلام...

لارا:سلام...
بفرمایید؟

جولیا:میخوام آقای کیم تهیونگ و ببینم...

لارا:اوخی عزیزم اون الان وقت استراحت‌شه...
(داشت میرفت)

جولیا:(دست لارا رو میگیره)

لارا:بله؟

جولیا:میخوام ببینمش همین الان...

لارا:نه...دکترشم و ترجیح دادم استراحت کنه و کسی مثل شما مزاحمش نشه....

جولیا:(پوزخند)
باید ببینمش این آخرین باریه که بهت میگم...

لارا:اول اولین و آخرین بارت باشه با من اینجوری حرف بزنی...
دوم اینجا بمون تا زیر پات الف سبز شه...
من رفتم...

جولیا:(سکوت)

شوگا:هوم جولیا بنظر باید بری تا فردا...

جولیا:خفه شو(با داد)

شوگا:(شوگا خواست داد بزنه که....)

جیمین:هعی ساکت...

شوگا:داره رو مخم میره...

جیمین:میدونم ولی بخواطر تهیونگ ولش...

شوگا:باش

-(غروب)

لارا:لباس بیرونم و پوشیدم...
چون امروز با یکی قرار دارم و باید زود برم اونجا و از اونجایی که یه رستوران لوکسه باید یه لباس شیک میپوشیدم....
رفتم جلوی در اتاق آقای کیم...
قفل و باز کردم که دوستاش اومدن...

جیمین:به به خانم دکتر جایی میرید؟

لارا:به شما ربطی داره؟

شوگا:جواب دندان شکنی بود...

لارا:هوم

تهیونگ:هوف که عجب در و باز کردی گفت دو ساعت دیگه الان غروبه...

لارا:ببخشید ولی یادم رفت(😄)

تهیونگ:هوم مهم نیست...

کوک:خانم دکتر ایشون کی مرخص میشه؟

لارا:باید ببینم حالش چطوره اون موقع...

کوک:امشب میتونیم ببریمش؟

لارا:اممم بزار...

رفتم کنار تخت و کیف و دادم دست جیمین...
و دست زدم به کتفش...
که دردش نگرفت...
بعد دست زدم به سینه اش که ببینم خون ریزی داره یا نه...
که دیدم نه...

لارا:خوب نه خون ریزی داره...نه کتنفش درد میکنه...
میتونید ببریدش...ولی...دکتر شخصی داره؟

کوک:ن-

تهیونگ:ارع

لارا:خوبه...به دکتر شخصیش بگید...اگه خون ریزی کرد...نتونست جلوی خون ریزی رو بگیره به من زنگ بزنه چون کار آسونی نیست...

جیمین:شمارتون؟

لارا:.......013
بفرما

شوگا:ممنون...

کوک:خوب بیا آماده شیم...

تهیونگ:امادم...

لارا:وایسا...شما از قبل برنامه ریخته بودید؟

جیمین:نه

شوگا:ارع

(جیمین و شوگا همزمان گفتن)

لارا:هوم باشه...
خوب خدانگه دار...

-(جلوی در بیمارستان)

لارا:الان یک ربعه که منتظرم بیاد دنبالم ولی هنوزم نیومده...

شوگا:خانم کیم؟

لارا:امممم بله؟

شوگا:خیلی وقته انگار منتظرید میخواید با ما بیاید؟

لارا:اوو نه مم-
اومد...

داهیون:بپرس بالا...

لارا:اومدم...
خوب خدافظ...

شوگا:بل خدافظ...

ادامه دارد🍷

اسلاید 1:استایل لارا

اسلاید 2:استایل تهیونگ

لایک و بازنشر یادت نره جوجو🤏🏻✨

شرایط:

40 لایک

15 بازنشر
دیدگاه ها (۲۲)

- آدمی که شنیده نشه بلندتر حرف میزنه، آدمی که درک نشه دیگه ح...

حق یا چی؟🚶🏻‍♀️‍➡️🦦

#رد_خون_و_بوسه 3کوک:خاله شما اصلا نگران تهیونگ نیستی؟ م.ت:او...

#رد_خون_و_بوسه2کوک:بله شوگا؟شوگا:بیا بیمارستان.....تهیونگ تی...

My vampire

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط