رفتی به سلامت برو دیگر گله ای نیست
رفتی ، به سلامت ، برو دیگر گله ای نیست
بعد از تو دگر حال خوشی، حوصله ای نیست
بدخویم و آشفته و غمگین و پریشان
تا لحظه ی دیوانگیم فاصله ای نیست
یک عمر به فریاد کمک خواستم ، اما
انگار که در شهر صدای بله ای نیست
تنهایم و افتاده به چاه غم دنیا
افسوس خبر از گذر قافله ای نیست
گفتم غزلم مال تو این بار، نخوانده
گفتی غزلت جز ورق باطله ای نیست
_سعید اصلانی|
بعد از تو دگر حال خوشی، حوصله ای نیست
بدخویم و آشفته و غمگین و پریشان
تا لحظه ی دیوانگیم فاصله ای نیست
یک عمر به فریاد کمک خواستم ، اما
انگار که در شهر صدای بله ای نیست
تنهایم و افتاده به چاه غم دنیا
افسوس خبر از گذر قافله ای نیست
گفتم غزلم مال تو این بار، نخوانده
گفتی غزلت جز ورق باطله ای نیست
_سعید اصلانی|
- ۳۹۴
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط