وقتی مامانم به من و داداشم میگف مث سگ و گربه نیفتید به جو

وقتی مامانم به من و داداشم میگف مث سگ و گربه نیفتید به جون هم من باخودم میگفتم سگ و گربه ک دعوا نمیکنن
"دعوای سگ و گربه که میگن اینه "
دیدگاه ها (۲)

وای اسن دقت نکرده بودم🥺🤏🏻❤️❤️❤️❤️

این داستان :جیمین و عطسه

حرف های نامجون باعث میشه جون هزاران نفر نجات داده بشه ❤️‍🩹

قلبم داره از درد منفجر میشه ❤️‍🩹💔💘

خب یه رمان نوشتم نمی‌دونم خوبه یانه پارت اول دعوای تهکوک هست...

عشق غیرمنتظرهپارت 28

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط