{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریم
نه طاقتِ خاموشی، نه تابِ سخن داریم
آوارِ پریشانی‌ست، رو سوی چه بگریزیم؟
هنگامۀ حیرانی‌ست، خود را به که بسپاریم؟
تشویش هزار «آیا» وسواس هزار «اما»
کوریم و نمی‌بینیم ورنه همه بیماریم
دورانِ شکوهِ باغ از خاطرمان رفته‌ست
امروز که صف‌درصف خشکیده و بی‌باریم
دردا که هدر دادیم آن ذات گرامی را
تیغیم و نمی‌بُریم، ابریم و نمی‌باریم
ما خویش ندانستیم بیداریِ‌مان از خواب
گفتند که بیدارید، گفتیم که بیداریم
من راه تو را بسته، تو راه مرا بسته
امّید رهایی نیست، وقتی همه دیواریم
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط