{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#part_19

#part_19
#آرتیست_منحرف
«یه فرد مو‌ مشکی...چشمای خمار...دوتا گوی مشکی داخل چشم هاش...تتو های سینه اش...که بر اثر باز کردن دکمه های بالایی پیرهنش معلوم بودند...توی جمع فقط جیمین بود که داشت با گیجی به فرد روبه‌رو نگاه میکرد...با صدای هوپی از افکاراشون اومدند بیرون دیدگاهشون دادند به هوپی...»
hope:بچه ها بیاید نوشیدنی هاتون
nam:اوه!یونگی پسر تو اینجا چیکار میکنی؟
thv:خوشحالیم با دیدنت!
hope:اوه جیمین یونگی دوست منم
jm:سلام خوشبختم
suga:همچنین آقای؟
jm:پارک جیمین
suga:خوشبختم!
jm:ممنون
hope:بچه ها شما نوشیدنی هاتون و بخورید من باز میام سر میزنم...یونگی توهم اینجا باش پیش پسرا
suga:باشه برو
«مدتی میشد که نامجون تهیونگ داشتند با یونگی حرف می‌زدند...در این میان گهگاهی جیمین نگاه ریزی به فرد روبه روش می انداخت...فرد عجیب مرموزی به حساب میومد...سمت جین هیونگش برگشت آروم گفت...»
jm:جین هیونگ؟
jin:هوم؟
jm:تو این فرد میشناسی؟
jin:خب....
پایان پارت ۱۹
مرسی که تا اینجا خوندید!
از سناریو بالا و این پارت امیدوارم لذت ببرید!
حمایت یادت نره!
لایک؟کامنت؟بازنشر؟فالو؟
ایگ؟نکن قشنگم🍒✨
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین#فیک_بی_تی_اس#اسمات#رمان#فیک
دیدگاه ها (۰)

#part_18#آرتیست_منحرف«دور هم جمع شدند...روی میزی که ۶ تا صند...

#part_17#آرتیست_منحرف[سئول،جمعه،ساعت۲۰:۲۰ بار باربارا]«با بر...

#part_16#آرتیست_منحرف«پیاده شده بودند از ماشین...بله رسیده ب...

سناریو:وقتی کوک به ا/ت علاقه داره وقتی بهش نزدیک میشه اعضاحس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط