{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جوکر یه دیالوگی داشت که میگفت

جوکر یه دیالوگی داشت که میگفت:
من لبخند میزنم که دردامو پنهان کنم
و آرزومه یه روز یکی بیاد نگام کنه و بفهمه همه چی دروغه؛
و چه روزایی که از درون ذره ذره نابود شدیم
و لبخند زدیم ولی هیچکس نفهمید
این لبخندا دروغه:))
دیدگاه ها (۷)

یه سری چیزا، اتفاقا طعم‌و مزه‌ی خاصی داره و هیچوقت تکرار نمی...

یادش بخیر.....

و منی که باور نمیکردم بری....

اما شکوفه نداد و فهمیدم من خاک مناسبی برای او نیستم...

ظهور ازدواج پارت ۵۴۴واقعا باورم نمیشد این مرد پدر جیمز باشه....

ظهور ازدواج پارت ۵۴۴واقعا باورم نمیشد این مرد پدر جیمز باشه....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط