{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی دانم چرا، اما به قدری دوستت دارم

نمی دانم چرا، اما به قدری دوستت دارم
که از بیچارگی گاهی به حالِ خویش می
گِریَم...


💙💔
دیدگاه ها (۰)

ای که با کیشِ رخت مات شده زندگی ام من که سربازِ توام، شاهِ ...

زنده را تا زنده است باید به فریادش رسیدور نه بر سنگ مزارش آب...

اِی خیالِ آغوشتپناهِ دردِ تنهایی... در هجومِ بی امانِ دلتنگی...

در هیاهوی زندگی دریافتم چه بسیار دویدن‌ها که فقط پاهایم را ا...

دوستت دارم.. نمی‌دانم... چرایش را نپرس.. اتفاقی دل سپردم.. م...

گاهی دوستت دارمگاهی دوست ترتمیانگین را که بگیریبرایت جان می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط