واژه عجیبیست

واژهٔ عجیبیست…
«لیاقت» را میگویم
گاهی من ندارم
گاهی تو نداری
و گاهی نایاب میشود لابلایِ تمامِ آدمهای شهر…
گاهی در اوجِ خوشی،
آنجا که زمین و آسمان هم برایمان میرقصند
آنجا که ستاره‌ها به یُمنِ خوش بودنمان،
چشمک میزنند
پشتِ پا میزنیم به خوشبختی مان…
تمامِ تلاشمان را میکنیم،
تا بی‌لیاقتیمان را ثابت کنیم به زمین و زمان
که ما ظرفیت‍‍مان همین است
که ما یک عُمر میدویم به سمتِ خوشبختی،
اما همین که سراغمان آمد،
پشتمان را میکنیم و محلش نمیگذاریم
محلش نمیگذاریم تا سالها بعد،
از لابلای دفترِ خاطراتمان بیرون بیاوریمش و
سطر سطر آن روزها را،
با یک‌‌ای کاش شروع میکنیم
ای کاش عاقل بودم
ای کاش عاقل بودم
همیشه نداشتنِ لیاقت،
سهمِ آدمهای اطرافمان نیست،
گاهی خودمان،
میشویم نالایق‌ترین آدمِ روی زمین…
همان جا که خوشبختی برایمان دست تکان میدهد و ما،
عینِ خیالمان نیست که نیست…
دیدگاه ها (۱)

خداوندا! ذهنی فراموشکار عنایت کن تا فراموش کنم کجاها خراب کر...

بفرست برا کسی که دوستش داری.....ممنونم ازلایکتون 🌿🌺🙏🏼

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط