#داستان_ضرب_المثل:👇
#داستان_ضرب_المثل:👇
«عذر بدتر از گناه »
ریشه ضرب المثل :
روزی ناصرالدین شاه در یک مجلس خصوصی، به کریم شیرهای دلقک دربارش گفت کریم تو میدانی عذر بدتر از گناه چیست؟
کریم گفت: قربان این همه آدم فاضل و عالم اینجاست بندهٔ ناچیز چه بگویم؟
ده روزی از این ماجرا گذشت و روزی شاه در راهروی کاخ قدم میزد که یکمرتبه کریم از پشت ستونی بیرون پرید و انگشتی به ناصرالدین شاه زد و از پشت بغلش کرده و مشغول بوسیدناش کرد.
خون به چشم شاه دوید و فریاد زد پدرسوخته چکار میکنی؟
کریم دستپاچه گفت: ببخشید قبله عالم فکر کردم خانم میباشد...
شاه گفت مردک عذر بدتر از گناه میآوری؟
کریم گفت قربان خواستم عذر بدتر از گناه را به شما نشان دهم.
شاه موضوع یادش آمد و لبخندی زد و با پس گردنی کریم را مرخص کرد!
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
«عذر بدتر از گناه »
ریشه ضرب المثل :
روزی ناصرالدین شاه در یک مجلس خصوصی، به کریم شیرهای دلقک دربارش گفت کریم تو میدانی عذر بدتر از گناه چیست؟
کریم گفت: قربان این همه آدم فاضل و عالم اینجاست بندهٔ ناچیز چه بگویم؟
ده روزی از این ماجرا گذشت و روزی شاه در راهروی کاخ قدم میزد که یکمرتبه کریم از پشت ستونی بیرون پرید و انگشتی به ناصرالدین شاه زد و از پشت بغلش کرده و مشغول بوسیدناش کرد.
خون به چشم شاه دوید و فریاد زد پدرسوخته چکار میکنی؟
کریم دستپاچه گفت: ببخشید قبله عالم فکر کردم خانم میباشد...
شاه گفت مردک عذر بدتر از گناه میآوری؟
کریم گفت قربان خواستم عذر بدتر از گناه را به شما نشان دهم.
شاه موضوع یادش آمد و لبخندی زد و با پس گردنی کریم را مرخص کرد!
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
- ۳۱۲
- ۰۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط