{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برادرم خسرو

@filmgoon
خسرو نظری، مردی مبتلا به اختلال دوقطبی، از رشت به تهران آورده می‌شود تا در مدت دو هفته سفر خواهرش، ناهید، نزد خانواده برادرش، ناصر، که یک دندان‌پزشک است، بماند. ناهید داروهای خسرو را تحویل می‌دهد و صبح روز بعد، خسرو با رفتارهایی هیجانی، از جمله پخش موسیقی با صدای بلند و آماده کردن صبحانه، روز خود را آغاز می‌کند و برای فعالیت‌های هنری به بیرون می‌رود. در مهمانی‌ای که همکار ناصر آنها را دعوت کرده است، خسرو با آواز خواندن و رفتارهای هیجانی فضای رسمی مهمانی را تغییر می‌دهد و با تعریف خاطره‌ای تحقیرآمیز از دوران کودکی ناصر، موجب ناراحتی او و خروجش از جمع می‌شود.

ر‌وز بعد، میترا، همسر ناصر، برای بازگرداندن پسرش شایان از کلاس موسیقی قصد دارد به مرکز شهر برود. او به دلیل بارداری خود، برای مدتی رانندگی را محدود کرده و از تردد در مسیرهای شلوغ و مرکز شهر اجتناب کرده است. به همین خاطر، تصمیم می‌گیرد با آژانس به دنبال شایان برود، اما خسرو او را ترغیب می‌کند که با خودروی شخصی رانندگی کند و برای جلب اعتمادش، به دروغ ادعا می‌کند که خودش هم گواهینامه رانندگی دارد. همان شب، ناصر، میترا را به خاطر این اقدامش سرزنش می‌کند و دروغ خسرو را درباره گواهینامه فاش می‌کند.

پس از تماس ناهید و اطلاع از طولانی شدن سفرش، ناصر که خود یک سفر کاری در پیش دارد، عصبانی شده و در حالی که خسرو حرف‌های او را می‌شنود، ناخواسته تهدید می‌کند که خسرو را تا بازگشت او در بیمارستان بستری خواهد کرد؛ میترا تلاش می‌کند تا ناصر را آرام کند و برای اینکه ناصر بتواند به امورش رسیدگی کند، خود به جای او به دندان‌پزشکی می‌رود. اما در آنجا حالش بد شده و ناخواسته به لثه یکی از بیماران آسیب می‌زند. هنگام صرف شام، در حالی که خسرو و شایان مشغول بازی با وسایل غذاخوری و پرتاب تکه‌های غذا هستند، ناصر به شدت خشمگین شده و با عصبانیت خسرو را به اتاقش می‌فرستد. ناصر اندکی بعد متوجه رفتار خود شده، از خسرو عذرخواهی می‌کند و به او توصیه می‌کند در صورت امکان به رشت بازگردد، اما خسرو اظهار می‌کند که توانایی ماندن تنها در آنجا را ندارد.

ناصر پس از اطلاع از اینکه خسرو از طریق اجرای خیابانی موسیقی امرار معاش می‌کند، او را به دلیل نداشتن شغل ثابت و سبک زندگی‌ای که در پیش گرفته است، مورد سرزنش قرار می‌دهد. خسرو نیز که از بی‌توجهی ناصر به دستاوردهایش خشمگین شده است، در پاسخ، خریدهای خود را دور می‌اندازد. ناصر که نگران وضعیت خسرو شده است، به پزشک او مراجعه کرده و متوجه می‌شود که خسرو وارد فاز شیدایی شده است. خسرو با شنیدن صدای مداوم دزدگیر یک خودرو، با خشم از خواب بیدار شده، به کوچه هجوم می‌برد، شیشه خودرو را شکسته و یک سنگ بزرگ بر روی آن می‌کوبد. ناصر بلافاصله او را به خانه بازگردانده، در اتاقش حبس می‌کند و با پزشک معالج خسرو تماس می‌گیرد. پزشک، دوز داروهای خسرو را افزایش می‌دهد و توصیه می‌کند که مراقبت بیشتری از او شود....
بازیگران:::
#شهاب_حسینی
#هنگامه_قاضیانی
#ناصر_هاشمی
#بیتا_فرهی




#احسان_بیگلری #فیلم_سریال_ایرانی
#ژانر_روان_شناختی #برادرم_خسرو
دیدگاه ها (۱)

راز بقا

شریک جرم

تگزاس

رابرت برنا

رابرت برنا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط