{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لامصب یه طوری راه می‌رفت یه لحظه فکر کردم پزشکیانه🤣🤣🤣🤣🤣🤣

لامصب یه طوری راه می‌رفت یه لحظه فکر کردم پزشکیانه🤣🤣🤣🤣🤣🤣
دیدگاه ها (۶)

داداش لات هم لاتهای قدیم. قشنگ وارد بودند ، می‌دونستند اون چ...

داداش رمز شب می‌پرسی ، لامصب خطبه عقد رو بخون تمومش کن دیگه ...

جون داداش اگه خدا بخواد می‌خوام این سنگ سینگلی رو بندازم دور...

غلافش کن بینم بابا بچه پررو. اون موقع که تو کارد میوه خوری ر...

داشتم بدون صدا می‌دیدم یه لحظه فکر کردم مسجد محله که توش مرا...

+چرا ناراحتی؟*اصلاً ناراحت نیستم، فقط یه لحظه یادم اومد چقدر...

حاجی ناموسا دیگه با گوسفند جماعت از این بازی ها نکنید گناه د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط