یه مدت کوتاهی ازویسگون رفته بودم اومدم دیدم نه رفیقام نه
یه مدت کوتاهی ازویسگون رفته بودم اومدم دیدم نه رفیقام نه رلم هیچکی نمونده البته رلم چندبارزنگ زدحرف زدیم اونم چندبارفقط اومدم دیدم هیچکی نیست الان موندم تک وتنهاخیلی دوست دارم بایه دخترپایه مردونه صفت رفیق بشم ازمن بزرگترهم باشه مهم نیست مثلا ۵۰سالشم باشه قبوله فقط مردونه تاکنه تانبودم دوروزفوری نزاره بره
- ۱۴۹
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط