{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتند: "برو آنجا که تو را منتظرند"

گفتند: "برو آنجا که تو را منتظرند"
ما که رفتیم اما
پایمان تاول زد،
از گشتنِ بیهوده‌ی این شهرِ غریب
از تنهایی در این، حجمِ عجیب
ما که رفتیم اما
تو به باقیِ مردمِ این شهر بگو:

"این نیز میگذردها" همه‌اش نیرنگ است!
ما به بدحالیِ مُفرط،
خو گرفتیم همه عمر...

#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#بانوی_احساس
#گوناگون
#عاشقانه
#حس_خوب_آرامش
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

نیمه‌شب، بالشِ خیس و غزلی نیمه‌تمام!کِی قرار است دلِ خسته به...

هرکه گفته ازمحبت خارها گل‌میشود باورنکنچون محبت‌کردم وخارش ب...

مثلِ "شیرین"که فرو خُفته در آغوشِ کسینالـه ی تیشه یِ بی حاصل...

گاهی سکوت، عمیق‌تر از هر فریادیحرف می‌زند. زخم‌ها زبانِ خودش...

🔦𝑺𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑫𝒂𝒚𝒔 𝒊𝒏 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒊𝒏𝒔 : هفت روز در هاوکینز 🍪𝑷𝒂𝒓𝒕 ⁶ : پارت ⁶...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط