{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Afterglow

پارت سی و ششم — خبر برای مین‌گیو
ا/ت همان شب خودش به مین‌گیو گفت.
نه اینکه بخواهد پنهانش کند.
نه اینکه مجبور باشد.
فقط چون دوست داشت خبرهای مهم زندگی‌اش را اول از خودش بشنود.
مین‌گیو چند ثانیه ساکت ماند.
ـ شانل؟
ـ آره.
ـ با جونگ‌کوک؟
ـ ظاهراً.
ـ پروژه مشترکه؟
ـ اولین عکسبرداریش.
دوباره سکوت.
ا/ت گفت:
ـ چیزی می‌خوای بگی؟
ـ نه.
ـ مین‌گیو.
ـ گفتم نه.
ـ صدات می‌گه آره.
مین‌گیو خندید، ولی خنده‌اش کوتاه بود.
ـ فقط خوشم نیومد.
ـ از چی؟
ـ از اینکه اولین پروژه‌تون با هم برای یکی از بزرگ‌ترین برندهای دنیاست.
ا/ت گفت:
ـ این دلیل ناراحتیه؟
ـ نه.
ـ پس؟
مین‌گیو آه کشید.
ـ چون می‌دونم وقتی وارد یه پروژه می‌شی، همه‌چی برات فقط کاره. ولی بقیه ممکنه این‌طوری نبیننش.
ا/ت آرام گفت:
ـ من به «بقیه» کاری ندارم.
ـ می‌دونم.
ـ پس؟
مین‌گیو چند ثانیه ساکت ماند.
ـ هیچی. فقط یکم حسودیم شد.
ا/ت خندید.
ـ حداقل صادق بودی.
ـ خیلی هم صادق.
ـ نگران نباش.
ـ نگران نیستم.
ـ هستی.
ـ یکم.
ا/ت لبخند زد.
ـ پس یکم تحمل کن.
ـ خیلی بی‌رحمی.
ـ می‌دونم.


ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط