کاش یک آپارتمان کوچیک وسط شهر داشتیم به گربهها و غریبه

کاش یک آپارتمان کوچیک وسط شهر داشتیم. به گربه‌ها و غریبه‌ها پناه می‌دادیم. ساز می‌زدیم. فیلم می‌دیدیم. گریه می‌کردیم و نصفه شب می‌رقصـیدیم. کاش پنجره‌های کثیفی داشتیم که رو به درخت و خیابون وا می‌شد و پرده نداشت. کاش واسه پول در آوردن تلاش می‌کردیم، غذامون تموم می‌شد، پرداخت قبض‌ها عقب میفتادن و تا یک پول کوچیکی دستمون می‌اومد تصمیم می‌گرفتیم با قطار، دو تا کتاب و یک دفترچه بریم سفر. کاش تجربه می‌کردیم. تلاش می‌کردیم. تصمیم‌های بد می‌گرفتیم و هرگوشه‌ای که برامون مهم بود، یک ردی از خودمون به جا می‌ذاشتیم.
کاش جوونی می‌کردیم. زندگی می‌کردیم. واقعا زندگی می‌کردیم.
دیدگاه ها (۴۸)

- ‏روابط متعدد و پی در پی تون نشون میده که خودتونم خودتونو ش...

با دیپلم کارمند شرکت نفته. پولاش زیاده. پایان‌نامه‌ش سر راست...

‏هرروز به این نتیجه می‌رسم که انگار از دوست داشتن فقط قسمت ب...

‏نوشته رابطه‌ای که توش هی دعوا و قهر و بلاک و آنبلاک نباشه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط