🌹 My Dream 🎤
🌹 My Dream 🎤
Part ¹⁷
و بعد تو لیوان هممون ریخت و بعد همه لیواناشونو برداشتن که دیدن من برنداشتم بهم نگاه کردن .
کوک : ایزابل تو نمیخوری؟
ایزابل 🌹 تا حالا نخوردم ... نمیدونم چطوریه؟شاید خوشم نیاد .
جین : خب الان بخور ببین چطوریه .
ایزابل 🌹 اخه...
جیمین لیوانمو برداشت و گرفت سمتم .
جیمین : بخور ببین چطوریه .
ایزابل 🌹 باشه .
لیوانو ازش گرفتم .
یونگی 🎤 شکم خالی؟
ایزابل 🌹 شکمم خالی نیست کیک خوردم.
نامجون : یه لحظه ... دختره تو شیرونی یه صندوق پیدا کرده .
سریع همه نگاهمونو به تلویزیون دادیم
ایزابل 🌹 قفله.
نامجون : اره ... عجب قفلی هم هست .... باور کن کلیدش از خود قفله هم گنده تر و عجیب تره .
ایزابل 🌹 اره .
کاسه ای تو دستم گذاشته شد و برگشتم دیدم یونگی کاسه ای نودل گذاشته تو دستم .
یونگی 🎤 بخورش که سوجو خوردی معدتو اذیت نکنه .
ایزابل 🌹 باشه .(اروم)
لیوانو گذاشتم رو میز و چاپستیکی برداشتم و شروع کردم به خوردن . اعضا همشون لیواناشونو سر کشیدن و دوباره دیواناشونو پر کردن . زود نودلمو تموم کردم و کاسه رو گذاشتم رو میز و لیوانمو برداشتم .
ایزابل 🌹 کلیدو پیدا کن دیگه .
تهیونگ : دختره تو فیلم یذره خنگه .
جیمین : اره .
کوک : الان اگه من اونجا بودما .
جین : چیکار میکردی مثلا؟
کوک : زنگ میزدم نامجون کمکم کنه .(لبخند)
ایزابل 🌹 پیدا کرد پیدا کرد .
دختره تو فیلم در صندوقی که پیدا کرده بود و باز کرد که تعداد بیشماری حشره ازش بیرون امد و از سر و صورت دختره بالا رفت در اخر یه اسکلت ته صندوق موند . دختره دوباره طوری جیغ کشید که من به جاش گلوم درد گرفت .
هوبی : دخترهٔ جیغ جیغو.
نگاهی به لیوانم کردم و برمش سمت دهنم و یدفعه همشو سرکشیدم ... طوری که انگار ابه . مثلا خواستم خفن بازی دربیارما. تلخی کل دهنمو گرفت و موقع پایین رفتن از گلوم ، گلومو سوزوند که باعث شد چهرم بره توهم .
ایزابل 🌹 چه تلخه .
یونگی 🎤 باید کم کم میخوردیش.
شرط
²⁵ لایک
²⁰ کامنت
¹⁵ بازنشر
Part ¹⁷
و بعد تو لیوان هممون ریخت و بعد همه لیواناشونو برداشتن که دیدن من برنداشتم بهم نگاه کردن .
کوک : ایزابل تو نمیخوری؟
ایزابل 🌹 تا حالا نخوردم ... نمیدونم چطوریه؟شاید خوشم نیاد .
جین : خب الان بخور ببین چطوریه .
ایزابل 🌹 اخه...
جیمین لیوانمو برداشت و گرفت سمتم .
جیمین : بخور ببین چطوریه .
ایزابل 🌹 باشه .
لیوانو ازش گرفتم .
یونگی 🎤 شکم خالی؟
ایزابل 🌹 شکمم خالی نیست کیک خوردم.
نامجون : یه لحظه ... دختره تو شیرونی یه صندوق پیدا کرده .
سریع همه نگاهمونو به تلویزیون دادیم
ایزابل 🌹 قفله.
نامجون : اره ... عجب قفلی هم هست .... باور کن کلیدش از خود قفله هم گنده تر و عجیب تره .
ایزابل 🌹 اره .
کاسه ای تو دستم گذاشته شد و برگشتم دیدم یونگی کاسه ای نودل گذاشته تو دستم .
یونگی 🎤 بخورش که سوجو خوردی معدتو اذیت نکنه .
ایزابل 🌹 باشه .(اروم)
لیوانو گذاشتم رو میز و چاپستیکی برداشتم و شروع کردم به خوردن . اعضا همشون لیواناشونو سر کشیدن و دوباره دیواناشونو پر کردن . زود نودلمو تموم کردم و کاسه رو گذاشتم رو میز و لیوانمو برداشتم .
ایزابل 🌹 کلیدو پیدا کن دیگه .
تهیونگ : دختره تو فیلم یذره خنگه .
جیمین : اره .
کوک : الان اگه من اونجا بودما .
جین : چیکار میکردی مثلا؟
کوک : زنگ میزدم نامجون کمکم کنه .(لبخند)
ایزابل 🌹 پیدا کرد پیدا کرد .
دختره تو فیلم در صندوقی که پیدا کرده بود و باز کرد که تعداد بیشماری حشره ازش بیرون امد و از سر و صورت دختره بالا رفت در اخر یه اسکلت ته صندوق موند . دختره دوباره طوری جیغ کشید که من به جاش گلوم درد گرفت .
هوبی : دخترهٔ جیغ جیغو.
نگاهی به لیوانم کردم و برمش سمت دهنم و یدفعه همشو سرکشیدم ... طوری که انگار ابه . مثلا خواستم خفن بازی دربیارما. تلخی کل دهنمو گرفت و موقع پایین رفتن از گلوم ، گلومو سوزوند که باعث شد چهرم بره توهم .
ایزابل 🌹 چه تلخه .
یونگی 🎤 باید کم کم میخوردیش.
شرط
²⁵ لایک
²⁰ کامنت
¹⁵ بازنشر
- ۲۲۴
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط