درداست به جانم چه کنم نیست طبیبی

درداست به جانم چه کنم نیست طبیبی
پنهان شده در خنده ی من بغض عجیبی
هرکس به طریقی ثمری دید ولی ما
جز خون دل از عشق نبردیم نصیبی 😔😔💔😭😭
دیدگاه ها (۴)

هرچه ایخم سر و سامون بگرم سر نیستی بال و پر تا دم دالون بگرم...

بیو کافر مو تنهایمبگو کو نامسلموننشهسه زر زکت نیلتسر او احدی...

در دل شب هر ستاره ی قصه های خود را روایت مبکنددر قعر خاموشی ...

شعله بی امان

نه بدهکار و نه بودیم طلبکار کسیبخت آن خوش که نشد باعث آزار ک...

عاشقی با تو قشنگ است بیا دل بدهیم فکر کن ! قافیه تنگ است بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط