آماده شده بود بره برای دفنخانواده اصرار اصرارکه میخوایم و
آماده شده بود بره برای دفنخانواده اصرار اصرارکه میخوایم وداع کنیمنهایت ۲۰ دقیقه وقت داده شدپیکر با نوای حسیناومد داخل حسینیه یه خانم جوونی پای پیکرخیلی بیقراری میکردهمســـر شهید بود تازه نیمه شعبان عقدشون بوده🥲
هعی باهاش حرف میزدهعی قربون صدقه اش میرفتآروم نمیشداین صحنه منو کشت...
هعی باهاش حرف میزدهعی قربون صدقه اش میرفتآروم نمیشداین صحنه منو کشت...
- ۱۲.۵k
- ۲۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط