{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان زیبا تر از الماس

رمان زیبا تر از الماس

پارت ۱۱۰

عسل :واه واه چه دختری

ارسلان: عسل خانم کسی مجبورتون نکرده

رضا: عسل بسه

بقیه:آره عسل مگه چیه تو که تو خارج بودی خودت به رضا اعتراف کردی

عسل: از حرصم لیوان و با لیوان دیانا عوض کردم

دیانا: یکم از نوشیدنیم خوردم چه مزه بدی میده

ارسلان: دیانا ناراحت نباش باشه

دیانا: ناراحت نیستم

ارسلان: معلومه

دیانا: ارسلان اشتباه کردم اول بهت گفتم دوست دارم

ارسلان: نه
دیدگاه ها (۰)

رمان زیبا تر از الماس پارت ۱۱۱دیانا: پس چرا اون یه جوری رفتا...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۱۱۲دیانا: باشه آروم کمب از غذام و...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۱۰۹رضا: حالا فهمیدیارسلان: سری پر...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۱۰۸ارسلان: رفتیم سوار ماشین شدیم ...

Novel panleo ♡ #part⁵⁶ ♡『 paniz 』مچ دستم رو سمت خودم کشیدم و...

سناریو. درخواستی p2 جینویو جین امروز به خاطر هیت های که گرفت...

سناریو بلولاک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط