آستینم را بریدم

آستینم را بریدم
بس که در خود مار داشت...

منفعت طلب نباشیم.
دیدگاه ها (۴)

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

ای نغمه های گونه گون از عشق غم شادی جنون هم دف تویی، هم نای ...

امیدوار باش..❤

خدا که میدانست…!نمیدانست؟؟

ز بس که تلخی دوران کشیده ام صائبدهان مار شود تلخ از گزیدن من

مردان خدا پردهٔ پندار دَریدَندیعنی همه جا غیرِ خدا یار نَدید...

چو لعل شکرینت بوسه بخشدمذاق جان من ز او پر شکر بادمرا از توس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط