به مناسبت روز ملی خلیجفارس
❤️به مناسبت روز ملی #خلیج_فارس؛
✍️ *خلیج آبیِ پُر آفتاب فارسزبان*
شبی دوباره به دریا زدم دلِ نگران را
سوار موج قلم، گشتم آبهای جهان را
چه سرزمین نجیبیست در بدایت مشرق
که برده است دلِ بورهای چشمچران را
چه سرزمین غریبی که مهد آتش و خون است
اگر که باز کند، قفل زخمهای نهان را
چه سرزمین عجیبی که رام کرده به دامن
کویرِ داغِ عطشپرور «گسستهعنان» را
بهار او به تماشا کشانده هرچه بهار است
خزان او به تمسخر گرفته هر چه خزان را
که کوهها همه گردن کشیدهاند ببینند
شکوه شانهی الوند و سینهی سبلان را
که مرغهای مهاجر به پیشواز میآیند
عروسِ اسبسوارِ بهارِ دشت مغان را
که بادهای جهان صوفیانه غرق سماعند
هوای چرخش بسطام و گردش خَرَقان را
که موجهای جهانگرد، میکنند زیارت
خلیجِ آبیِ پُر آفتابِ فارسزبان را
چه سالهای درازی کشانده است به کشتی
روایتش دل دریانوردهای جوان را
چه سالهاست که چشم آبیانِ آن سر دنیا
گشودهاند به بلعیدنش، هزار دهان را
به پاس قصهی همسایگی، به رسم سخاوت
به خوشنشینان بخشیده است شیره ی جان را
هنوز نعرهی مردانهی امام قلیخان
به لرزه میاندازد زمین هرمزگان را
گذشتهاند ز دریای خون خود پدرانم
رساندهاند به من، گنج کهنهی پدران را
چنان به چاه میافتد که راه چاره نیابد
زِ یاد اگر ببرد گرگ تیرهروز، شبان را
شعرخوانی آقای مهدی فرجی در حضور رهبر شهید انقلاب؛ ۱۳۸۵/۷/۱۶
@khamenei_poems
✍️ *خلیج آبیِ پُر آفتاب فارسزبان*
شبی دوباره به دریا زدم دلِ نگران را
سوار موج قلم، گشتم آبهای جهان را
چه سرزمین نجیبیست در بدایت مشرق
که برده است دلِ بورهای چشمچران را
چه سرزمین غریبی که مهد آتش و خون است
اگر که باز کند، قفل زخمهای نهان را
چه سرزمین عجیبی که رام کرده به دامن
کویرِ داغِ عطشپرور «گسستهعنان» را
بهار او به تماشا کشانده هرچه بهار است
خزان او به تمسخر گرفته هر چه خزان را
که کوهها همه گردن کشیدهاند ببینند
شکوه شانهی الوند و سینهی سبلان را
که مرغهای مهاجر به پیشواز میآیند
عروسِ اسبسوارِ بهارِ دشت مغان را
که بادهای جهان صوفیانه غرق سماعند
هوای چرخش بسطام و گردش خَرَقان را
که موجهای جهانگرد، میکنند زیارت
خلیجِ آبیِ پُر آفتابِ فارسزبان را
چه سالهای درازی کشانده است به کشتی
روایتش دل دریانوردهای جوان را
چه سالهاست که چشم آبیانِ آن سر دنیا
گشودهاند به بلعیدنش، هزار دهان را
به پاس قصهی همسایگی، به رسم سخاوت
به خوشنشینان بخشیده است شیره ی جان را
هنوز نعرهی مردانهی امام قلیخان
به لرزه میاندازد زمین هرمزگان را
گذشتهاند ز دریای خون خود پدرانم
رساندهاند به من، گنج کهنهی پدران را
چنان به چاه میافتد که راه چاره نیابد
زِ یاد اگر ببرد گرگ تیرهروز، شبان را
شعرخوانی آقای مهدی فرجی در حضور رهبر شهید انقلاب؛ ۱۳۸۵/۷/۱۶
@khamenei_poems
- ۱۳۵
- ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط