ایبیتودلتنگمبازیچهیطوفانها

#ای_بی‌_تو_دل‌_تنگم_بازیچه‌_ی_طوفان‌_ها
چشمان تبالودم، باریکه‌ی باران‌ها

مجنون بیابان‌ها، افسانه‌ی مهجوری است
لیلای من اینک من: مجنون خیابان‌ها

آویخته‌ی دردم، آمیخته‌ی مردم
تا گم شوم از خود، گم، در جمع پریشان‌ها

آرام نمی‌یارد، گویی غم من دارد
آن باد که می‌زارد، در تنگی دالان‌ها

با این تپش جاری، تمثیل من است آری
این بارش رگباری، بر شیشه‌ی دکان‌ها

با زمزمه‌یی غم‌بار، تکرار من است انگار،
تنهایی فوّاره، در خالی میدان‌ها

در بستر مسدودم، با شعر غم‌آلودم
آشفته‌ترین رودم، در جاری انسان‌ها

دریاب، مرا ای دوست، ای دست رهاننده
تا تخته برم بیرون، از ورطه‌ی توفان‌ها...
دیدگاه ها (۰)

#تو_حیرانی_در_این_هنگامه_من_هم_از_تو_حیرانترتو در آغاز آبادی...

#ربود_هوشِ_مرا_چشمِ_او_به_سر_مستی...

#من_برات_بیس_میزنم_تا_تو_رو_برقصونمتو برام ناز میکنیمن هم بر...

#دخترای‌ویسگون‌روزتون‌مبارک✨️🌹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط